الشيخ محمد آصف المحسني

146

انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى)

گفتم : زن ! وقتىكه من آمدم به چهرهاى بچه‌ها نگاه كردم ، ديدم همه زرد شده‌اند ، تو نگفتى ما چند روز است كه بجاى نان علف خورده‌ايم ، به همين علت رنگ بچه‌ها زرد شده است ؟ ! گفت : مرد ! من اين را گفتم ؛ ولى نگفتم كه برو براى ما گندم خريدارى كن ! حفظ جبهات و دفاع از دين ضرورتر از گرسنگى ما است ، ما مىتوانستيم چند روز ديگر نيز با علف خود را سير كنيم ، چرا پول‌ها را بىخود براى گندم دادى ؟ ! مىبينيد ! چه چيزهاى باورنكردنى در اين چهارده سال جهاد پيدا شد ! جهاد اسلامى افغانستان ، در واقع يك امتحان بود ، خدا مىخواست ما را امتحان كند ، در اين مدت يك عده به همه چيز رسيدند ؛ يعنى به تمام ماديات رسيدند ؛ اما يك‌عده‌اى ديگر همه چيز خود را ازدست دادند ، هم مال خود را فداى اسلام كردند و هم جان خود را ، ملايىكه يك‌عمر به‌نام دين زندگى كرده‌است ، در آن وقت از دشمنان دين دفاع مىكند ، آن كارگرى متدين كه هميشه چهره‌اش در زير گرد و غبار پنهان بود و انسان فكر مىكرد كه حتى آنان براى وضو هم صورت‌شان را نمىشويند ، چنان از امتحان پيروز برآمد كه همه را به تعجب وا داشت . هم‌چنين آن زن بىسواد دهاتى كه هيچ درس نخوانده اين‌گونه براى دين جان‌فشانى مىكند ! كه انسان را به ياد جان‌فشانىهاى زينب كبرى ( س ) در كربلا مىاندازد . زن مگو مرد آفرين روزگار * زن مگو بنت الجلال أخت الوقار زن مگو دست خدا در استين * زن مگو خاك درش نقش جبين